تبليغاتX
عشق
عشق
 

اه از این فاصله ها که هیچ گاه مرهم زخم بی کسی نمی شوند.

اه از این جاده ها که نقش جدایی می زنند و بوی غربت می دهند.

( اینجا که باشی تنهایی ام را با تو قسمت می کنم و تو هم سهم لبخند هر روزه ات

را به من می بخشی و باز هم بوی صمیمیت به مشام می رسد )

وطن تو قلب من است و من تصویر خود را جز در چشمان تو نخواهم یافت.

پس کاش برگردی...

که عشق اینجا سرخ تر خواهد بود !!!

لینک


بدترين درد اين نيست كه..................... عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه.....................به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه.....................عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينه كه..............................يكي رو دوست داشته باشي و اون ندونه !
لینک


آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني
لینک


کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد ، کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد ، کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد ...
لینک


فقط کسي معناي دلتنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچ گاه به کسي وابسته نشو که سرانجام آن دلتنگي است......
لینک


ای اسیر قصه های بی قرار دیده ها
شوق تو در ماورای گریه و خندیده ها

من بدستم لاله ای از عشق دارم سرخ روی
هم به قلبت قصه ها دارم من از رنجیده ها

من کویری بی بهارم ؛ تشنه دریایی صبور
من غروبی بی طلوعم خسته از تابیده ها

عاشق روی غریبانه ترین خواب زمین
چون تلاش آفتابم در تب خوابیده ها

من غمم ، هر روز در چشمان عشقی دلفریب
من توام ، آسایشی در سایش سائیده ها

مهربانم من ، بداخلاقم ، پر از خالی ترین
انعکاس بی تماس سرد ناسنجیده ها

بگذر از من زندگی کن عشق تنها چاره نیست
مرد باید تا گذشتن ، گشتن از گردیده ها
لینک


می دانم کوله ام سنگین و دلم غمگین است
 
اما تو دلواپس نباش...نیامدم که بمانم  
لینک


قسم خوردم كه پا به پاي تو مسير جاده عشق را بپويم

اما جاده عشق همراهي نمي كند

قسم خوردم كه همراه تو آرامش درياي عشق را حس كنم

اما درياي عشق سرابي بيش نبود

قسم خوردم تا لحظه مرگ ، عشقي جز تو در قلبم نباشد

اما حس مي كنم تو عشقم را فراموش كرده اي

قسم خوردم تنها اميد قلب بيقرارم ، نگاه چشمهاي مهربانت باشد

اما تو نگاه زيبايت را از من ديوانه پنهان مي كني

قسم خوردم تا آخرين نفس دوستت بدارم و عاشقت باشم

اما مي دانم كه تو ديگر دوستم نداري

قسم خوردم جز عشق تو ، هيچ عشقي را به سراچه قلبم راه ندهم

اما فهميدم كه تو معناي عشق مرا از ياد برده اي

قسم خوردم از غم عشق تو ديوانه شوم و بميرم

اما فهميدم كه حتي براي مردن هم خيلي دير شده خيلي !

شايد هيچ وقت احساس مرا درك نكني و عشق مرا ناديده بگيري

اما سوگند يك عاشق ، هرگز شكستني نيست

پس باز هم قسم مي خورم كه هرگز و هرگز سوگندهايم را نشكنم

و تا پاي جان عاشق بمانم و عاشق بميرم
لینک


کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند... تنگناي سينه ها دشت محبت

 مي شدند... سادگي مهر و صفا قانون انسان بودن است... کاش

قانونهايمان يک دم رعايت مي شدند ...اشکهاي همدلي از روي مکر است

 و فريب ...،کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند... گاهي از غم

مي شود ويران دلم ...، کاشکي دلها همه مردانه قسمت ميشدند

لینک


لینک


لینک


لینک


لینک


قلب مرا ميان غمت جا گذاشتي  
                                                                    تا در حريم غربت من پا گذاشتی

 

 رفتي و در سكوت تماشا نموده ام

 

                                                                    تنهايي ‌‌ِ مرا تو چه تنها گذاشتي

 

 رفتي و سهم عشق براي دل تو بود

 

                                                                   سهمي براي اين دلم آيا گذاشتي ؟

 

  يك بغض كال، يك سبد از درد بي كسي

 

                                                                   سهم من غريب كه اينجا گذاشتي

 

  گفتي بهار مي رسد اما دروغ بود

 

                                                                  در قلب من غمي چو اهورا گذاشتي

 

 مجنون ديگري شدي و دشت پيش روت

 

                                                                  من را ميان غصه چو ليلا گذاشتي

 

   گفتي كه از بهشت نصيبي نبرده اي       

 
                                                                   آن را تمام گردن حوا گذاشتي

 

  يك قطره اشك سهم من از روزگار شد

 

                                                                 در لحظه اي كه پاي به دنيا گذاشتي

لینک


نخستين نگاهي كه ما را به هم دوخت .......... نخستين سلامي كه در جان ما شعله افروخت

نخستين كلامي كه دلهاي ما را

به بوي خوش آشنايي سپرد و به مهماني عشق برد...

پر از مهر بودي

پر از نور بودم

همه شوق بودي

همه شور بودم

چه خوش لحظه هايي كه دزدانه از هم .......... نگاهي ربوديم و رازي نهفتيم

چه خوش لحظه هايي كه "ميخواهمت" را .......... به شرم و خموشي نگفتيم و گفتيم !

دو آواي تنهاي سرگشته بوديم

رها در گذرگاه هستي

به سوي هم از دور ها پر گشوديم

چه خوش لحظه هايي كه هم را شنيديم .......... چه خوش لحظه هايي كه در هم وزيديم

چه خوش لحظه هايي كه در پرده  عشق .......... چو يك نغمه ي شاد ، با هم شكفتيم !

چو با ياد آن روزها مي نشينم .......... چو ياد تو را پيش رو مي نشانم

دل جاودان عاشقم را

به دنبال آن لحظه ها ميكشانم !

سرشكي به همراه اين بيتها مي فشانم:

نخستين نگاهي كه ما را به هم دوخت .......... نخستين سلامي كه در جان ما شعله افروخت

نخستين كلامي كه دلهاي ما را

به بوي خوش آشنايي سپرد و به مهماني عشق برد...

پر از مهر بودي. . .

پر از نور بودم. . .

لینک


خدايا! بر من ببخش آنچه را از من بدان داناتري، و اگر بار ديگر به آن بازگردم. تو نيز به بخشايش بازگرد. خدايا! آنچه از اعمال نيکو که تصميم گرفتم و انجام ندادم ببخش. خدايا! ببخش آنچه را که با زبان به تو نزديک شدم ولي با قلب آن را ترک کردم. خدايا! ببخش نگاههاي اشارت‏آميز و سخنان بي فايده، و خواسته‏هاي بي‏مورد دل، و لغزشهاي زبان. (نهج البلاغه٬ خطبه ۷۷)
لینک


دوباره گشته ام خجل از این همه رمیدگی

عبور چشم مست تو و حس ناب نشئگی

غزل غزل ترانه ام ، ولی چه سود نازنین

نصیب من در این نبرد شکستگی ، شکستگی

همیشه حرف آخرم دوباره با تو بودن است

تبسم نگاه تو ، شروع دل سپردگی

به نام تو که می رسم غزل شکوفه می دهد

و فصل سبز یاد تو بهانه ی همیشگی

تویی بهار دلکشم در این خزان روزگار

پرنده ی اسیر تو شده پر از گسستگی

هجوم بغض خاطره در این سیاهی کبود

و اشک های خالی ام در امتداد خستگی

غزل تمام شد عزیز و در نگاه خیس من

حضور سبز یاد تو و حس ناب نشئگی

لینک


هرشب در روياهايم تو را مي بينم
احساست مي كنم اينگونه كه تو را مي شناسم
علي رغم پيخ و خم هاي دور و فاصله كهكشانهائي كه بين ماست
بيا و خودت را به تماشا بگذار
اينگونه باش
نزديك دورهركجا كه باشي ايمانم را از دست نخواهم داد.
اينگونه باش
اگرچه شبها بسيار سختند اما ادامه خواهم داد
و يكبار ديگر تو مي گشائي در اينجا هستي اينجا
در قلب من وقلب من ادامه خواهد داد
عشق تنها يكبار براي هركس مي آيد و براي تمام عمرش مي بايد
ونخواهد رفت تا ما برويم
عشق همان بود كه با تو ورزيدم
حقيقتا همان يكبارواز آن وقت بدان آويختم و تا هميشه
همه زندگيم با آن پيش خواهد رفت
تو اينجايي پس چيزي نيست كه از آن بترسم
و مي دانم كه قلبم همچنان ادامه خواهد داد
لینک


 

لینک


 
لینک


 

نه از آشنايان وفا ديده ام نه در باده نوشان صفا ديده ام

ز نامردمي ها نرنجد دلم كه از چشم خود هم خطا ديده ام

به خاكستر دل نگيرد شراب من از برگ چشمي بلا ديده ام

وفاي تو را نازم اي اشك غم كه در ديده عمري تورا ديده ام 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ،  آري زيبايم پس از مرگ بر گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گفتمش: دل مي خري !؟

     پرسيد چند؟!

      گفتمش :دل مال تو ،تنها بخند.

      خنده كرد و دل زدستانم ربود       تا به خود باز آمدم او رفته بود

              دل زدستش روي خاك افتاده بود

                    جاي پايش رويه دل جا مانده بود

لینک


در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد

كسي جاي در اين خانه ي ويرانه ندارد

دل را به كف هر كه نهم باز پس آرد

در بزم جهان جز دل مهنت كش ما نيست

آن شمع كه ميسوزد و پروانه ندارد

لینک


                                              جمله های زیبا و دوست داشتنی

رفتي خاطره هاي تو نشسته تو خيالم بي تو من اسير دست آرزوهاي محالم ياد من نبودي اما، من به ياد تو شکستم غير تو که دوري از من ، دل به هيچ کسي نبستم ياد من باش تا بتونم، هميشه برات بخونم بي تو وعطر تن تو، يه چراغ نيمه جونم

هفت شهر عشق شهر اول: نگاه و دلربايي شهر دوم: ديدار و آشنايي شهر سوم: روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم: بهانه،فکر،جدايي شهر پنجم: بي وفايي شهر ششم: دوري و بي اعتنايي شهر هفتم: اشک،آه،تنهايي

عشق نخستين بينش را نسبت به ابديت به تو هديه مي دهد. عشق نخستين آزموني است که زمان را به فراسو مي برد. اين گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمي هراسند. عشق مرگ نمي شناسد...

                                     برای دیدن ادامه جملات به ادامه مطلب مراجعه کنید دوست عزیز


ادامه مطلب
لینک


با عرض پوزش و معذرت خواهی فراوان از دوستان بزرگوارم

باید بگم تو این چند وقتی که وبلاگم رو به روز رسانی نکردم

واقعا گرفتار بودم .

امتحاناتم از یک طرف و مشکلات شخصیم از طرف دیگه باعث

شدن تا نتونم به کارهای وبلاگم رسیدگی کنم

بازم عذر میخوام

لینک


دل من يه قفله اما دست تو مثل كليده

مي خوام از تو بنويسم كاغذام همش سفيده 

يه سؤال عاشقونه بگه هر كسي مي دونه

اونكه دادم دل و دستش چرا دل به من نمي ده 

چه قدر دعا كنم من خدارو صدا كنم من

دست من به آسمونه نيمه شب دمه سپيده 

گفتم از عشق تو مي خوام سر بذارم به بيابون

گفت تو عاقل تر از ايني اين كارا از تو بعيده

التماس كردم كه يك شب لااقل بيا تو خوابم

گفت كه هذيون و تموم كن انگاري تبت شديده 

گفتم آرزو دارم تو مال من بشي يه روزي

گفت تو اين دنياي بي رحم كي به آرزوش رسيده؟

اوني رو كه دوست نداري دنبالت مياد تا آخر

اوني كه دنبالشي تو چرا دائم نا پديده 

تو از اون روزي كه رفتي دل من ديوونه تر شد

رنگ من كه هيچي زيبا رنگ آسمون پريده

سرنوشت گريه نداره خودت اين و گفتي اما

تو دل من نمي دونم چرا باز يه كم اميده

تو من و گذاشتي رفتي اما مي خوام بنويسم

چه قدر واسم عزيزه اونكه از من دل بريده

لینک


                                                         اس ام اس

وقتی دلت تنگ شد،وقتی چشمات ترشد،وقتی دیگه نبود کسی امیدت و  همنفسی،بدون که هست  اینجاکسی که توواسش  همه کسی 

بيا جهانو با هم قسمتش كنيم ، آسمون ماله تو ابراش ماله من ، دريا ماله تو موجاش ماله من ، خورشيد ماله تو ماه ماله من ، اصلا تمام دنيا ماله تو ، تو ماله من

 پازله دله كسي رو به هم ريختن هنر نيست ،اگه با تيكه هاي شكسته دلي ، يك پازله جديد واسش ساختي هنر كردي

دو چيز هيچ وقت از ياده آدم ها نميره 1.دوستاي خوب 2. روزهاي خوب ، يك چيز هم هيچ وقت از دله آدما نميره  : روزهاي خوبي كه با دوستاي خوب گذشت

بلبل صفت نيستم كه برهرشاخه اي غوغاكنم شمعم وميسوزم وجان رافدايت ميكنم ، روزگاري است كه من طالب رخسارتوأم فكر من باش دراين شهر گرفتارتوأم گفته بودي كه طبيب دل بيمار مني پس طبيب دل من باش كه بيمارتوأم

اين دنيا عجيبه ! تا مريض نشي گل واست نميارن ، تا گريه نكني نوازشت نمي كنن ، تا فرياد نكشي به طرفت برنمي گردن و تا نميري نمي بخشنت

اين اس ام اس رو واسه 3 نفر بفرست : 1.بهترين دوستت 2.نفست 3.عزيزتزين كست ؛ حالا بشين فكر كن ببين تو كدوم يكيش بودي كه من اين اس ام اسو واست فرستادم.

آنچه كه هستي هديه خداوند به توست . و آنچه كه ميشوي هديه تو به خداوند ؛ پس بي نظير باش

زدم فرياد خدايا اين چه رسمي ست.- رفيقان راجداكردن هنرنيست- رفيقان قلب انسانند خدايا- بدون قلب چگونه ميتوان زيست

امیدوارم خوشتون اومده باشه و راضی باشین

لینک


باز با دردم مداوا می کنم...

 با دل دیوانه ام تا میکنم...

 می روی با یک خداحافظ و من شب تو را در خواب پیدا می کنم..

 با خیال و خواب و رویا باز هم درد دوری را مداوا می کنم

 شعله عشق تو می سوزد مرا من فقط ان را تماشا می کنم توبه کردم تا فراموشت کنم ...

باز هم امروز و فردا می کنم ...

لینک


 ارزو دارم همیشه در کنارم باشی ، یار و یاورم باشی ،سرپناهی برای

این قلب عاشقم باشی!

آرزو دارم تکیه گاهم باشی ، من دردی در سینه باشم و تو دوایم باشی!

آرزو دارم همه هستی ام باشی ، زندگی به کامت باشد و همیشه شاد باشی!

آرزو دارم تنها برای من باشی ، قلب من در سینه ی تو و قلب تو  

در سینه ام باشد و ما هر دو در قلب هم باشیم!

آرزو دارم که به آرزوهایت برسی ، تو خوشبخت باشی و من نظاره گر باشم !

من که از دار دنیا تنها تو را دارم ، آرزو دارم همیشه با من باشی !

من که از تو چیزی جز وفا نمیخواهم ، آرزو دارم همیشه با وفا باشی!

آرزوهایم را زنده کن ای عشق من ،اگر روزی از هم دور بودیم، 

مرا همیشه در کنار خودت حس کن !

من که هر جا میروم ، با تو هستم ، گرچه در کنارم نیستی اما تنها نیستم!

آن قلب مهربانت هوای مرا دارد ، میگویم دوستت دارم ، برایم میتپد!

آرزو دارم همیشه قلبت به عشق من بتپد، نمیگذارم غم بیاید و قلبت را بشکند!

ای تنها آرزوی من ، آرزو دارم روزی بیاید که دیگر هیچ آرزویی جز  

همیشه با هم بودن در دلهایمان نباشد! 

لینک


ای کاش احساسم گلی می بود
میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد
رقصان به روی طاق ایوانت
 
 
ای کاش احساسم کبوتر بود
بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید
عشقی به قلبت میهمان میکرد
 
 
ای کاش احساسم  درختی بود
تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت
تو مست در میخانه اش بودی
 
 

ای کاش احساسم صدایی داشت
از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی
سرما به جان دشت غم میزد
ای کاش احساسم هویدا بود
در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم
خاموش نمیگشت و نمی آلود

لینک


در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم


اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم


یا چشم بپوش از منو از خویش برانم!!


یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم...

 

دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم

قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم

چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توست

عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی میکنند

دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است

درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشند

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد

لینک


  صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو موضوعی
چگونه باید عاشق شد

عشق را خدا افرید

آرشیو وبلاگ
88/03/01 - 88/03/31
87/10/01 - 87/10/30
87/07/01 - 87/07/30
87/05/01 - 87/05/31
86/08/01 - 86/08/30
86/05/01 - 86/05/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30

پیوندها
بهترين دوست من (زيباترين مطالب)
عاشق تنها (امير)
جایی برای با هم بودن
ليست وبلاگ ها
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
فروشگاه اینترنتی

پیوندهای روزانه
دانلود بازی
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ