سلام ابجی جونم
خیلی دوستت دارم
میدونم که بالاخره یه روز میای به وبلاگم
بهت خیر مقدم میگم
سلام ابجی جونم
خیلی دوستت دارم
میدونم که بالاخره یه روز میای به وبلاگم
بهت خیر مقدم میگم
اه از این فاصله ها که هیچ گاه مرهم زخم بی کسی نمی شوند.
اه از این جاده ها که نقش جدایی می زنند و بوی غربت می دهند.
( اینجا که باشی تنهایی ام را با تو قسمت می کنم و تو هم سهم لبخند هر روزه ات
را به من می بخشی و باز هم بوی صمیمیت به مشام می رسد )
وطن تو قلب من است و من تصویر خود را جز در چشمان تو نخواهم یافت.
پس کاش برگردی...
که عشق اینجا سرخ تر خواهد بود !!!
کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند... تنگناي سينه ها دشت محبت
مي شدند... سادگي مهر و صفا قانون انسان بودن است... کاش
قانونهايمان يک دم رعايت مي شدند ...اشکهاي همدلي از روي مکر است
و فريب ...،کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند... گاهي از غم
مي شود ويران دلم ...، کاشکي دلها همه مردانه قسمت ميشدند
رفتي و در سكوت تماشا نموده ام
تنهايي ِ مرا تو چه تنها گذاشتي
رفتي و سهم عشق براي دل تو بود
سهمي براي اين دلم آيا گذاشتي ؟
يك بغض كال، يك سبد از درد بي كسي
سهم من غريب كه اينجا گذاشتي
گفتي بهار مي رسد اما دروغ بود
در قلب من غمي چو اهورا گذاشتي
مجنون ديگري شدي و دشت پيش روت
من را ميان غصه چو ليلا گذاشتي
گفتي كه از بهشت نصيبي نبرده اي
آن را تمام گردن حوا گذاشتي
يك قطره اشك سهم من از روزگار شد
در لحظه اي كه پاي به دنيا گذاشتي
نخستين نگاهي كه ما را به هم دوخت .......... نخستين سلامي كه در جان ما شعله افروخت
نخستين كلامي كه دلهاي ما را
به بوي خوش آشنايي سپرد و به مهماني عشق برد...
پر از مهر بودي
پر از نور بودم
همه شوق بودي
همه شور بودم
چه خوش لحظه هايي كه دزدانه از هم .......... نگاهي ربوديم و رازي نهفتيم
چه خوش لحظه هايي كه "ميخواهمت" را .......... به شرم و خموشي نگفتيم و گفتيم !
دو آواي تنهاي سرگشته بوديم
رها در گذرگاه هستي
به سوي هم از دور ها پر گشوديم
چه خوش لحظه هايي كه هم را شنيديم .......... چه خوش لحظه هايي كه در هم وزيديم
چه خوش لحظه هايي كه در پرده عشق .......... چو يك نغمه ي شاد ، با هم شكفتيم !
چو با ياد آن روزها مي نشينم .......... چو ياد تو را پيش رو مي نشانم
دل جاودان عاشقم را
به دنبال آن لحظه ها ميكشانم !
سرشكي به همراه اين بيتها مي فشانم:
نخستين نگاهي كه ما را به هم دوخت .......... نخستين سلامي كه در جان ما شعله افروخت
نخستين كلامي كه دلهاي ما را
به بوي خوش آشنايي سپرد و به مهماني عشق برد...
پر از مهر بودي. . .
پر از نور بودم. . .
دوباره گشته ام خجل از این همه رمیدگی
عبور چشم مست تو و حس ناب نشئگی
غزل غزل ترانه ام ، ولی چه سود نازنین
نصیب من در این نبرد شکستگی ، شکستگی
همیشه حرف آخرم دوباره با تو بودن است
تبسم نگاه تو ، شروع دل سپردگی
به نام تو که می رسم غزل شکوفه می دهد
و فصل سبز یاد تو بهانه ی همیشگی
تویی بهار دلکشم در این خزان روزگار
پرنده ی اسیر تو شده پر از گسستگی
هجوم بغض خاطره در این سیاهی کبود
و اشک های خالی ام در امتداد خستگی
غزل تمام شد عزیز و در نگاه خیس من
حضور سبز یاد تو و حس ناب نشئگی
نه از آشنايان وفا ديده ام نه در باده نوشان صفا ديده ام
ز نامردمي ها نرنجد دلم كه از چشم خود هم خطا ديده ام
به خاكستر دل نگيرد شراب من از برگ چشمي بلا ديده ام
وفاي تو را نازم اي اشك غم كه در ديده عمري تورا ديده ام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از مرگ بر گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گفتمش: دل مي خري !؟
پرسيد چند؟!
گفتمش :دل مال تو ،تنها بخند.
خنده كرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل زدستش روي خاك افتاده
بود
جاي پايش رويه دل جا مانده بود ![]()
در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد
كسي جاي در اين خانه ي ويرانه ندارد
دل را به كف هر كه نهم باز پس آرد
در بزم جهان جز دل مهنت كش ما نيست
آن شمع كه ميسوزد و پروانه ندارد
جمله های زیبا و دوست داشتنی
رفتي خاطره هاي تو نشسته تو خيالم بي تو من اسير دست آرزوهاي محالم ياد من نبودي اما، من به ياد تو شکستم غير تو که دوري از من ، دل به هيچ کسي نبستم ياد من باش تا بتونم، هميشه برات بخونم بي تو وعطر تن تو، يه چراغ نيمه جونم
هفت شهر عشق شهر اول: نگاه و دلربايي شهر دوم: ديدار و آشنايي شهر سوم: روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم: بهانه،فکر،جدايي شهر پنجم: بي وفايي شهر ششم: دوري و بي اعتنايي شهر هفتم: اشک،آه،تنهايي
عشق نخستين بينش را نسبت به ابديت به تو هديه مي دهد. عشق نخستين آزموني است که زمان را به فراسو مي برد. اين گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمي هراسند. عشق مرگ نمي شناسد...
برای دیدن ادامه جملات به ادامه مطلب مراجعه کنید دوست عزیز
با عرض پوزش و معذرت خواهی فراوان از دوستان بزرگوارم
باید بگم تو این چند وقتی که وبلاگم رو به روز رسانی نکردم
واقعا گرفتار بودم .
امتحاناتم از یک طرف و مشکلات شخصیم از طرف دیگه باعث
شدن تا نتونم به کارهای وبلاگم رسیدگی کنم
بازم عذر میخوام
دل من يه قفله اما دست تو مثل كليده
مي خوام از تو بنويسم كاغذام همش سفيده
يه سؤال عاشقونه بگه هر كسي مي دونه
اونكه دادم دل و دستش چرا دل به من نمي ده
چه قدر دعا كنم من خدارو صدا كنم من
دست من به آسمونه نيمه شب دمه سپيده
گفتم از عشق تو مي خوام سر بذارم به بيابون
گفت تو عاقل تر از ايني اين كارا از تو بعيده
التماس كردم كه يك شب لااقل بيا تو خوابم
گفت كه هذيون و تموم كن انگاري تبت شديده
گفتم آرزو دارم تو مال من بشي يه روزي
گفت تو اين دنياي بي رحم كي به آرزوش رسيده؟
اوني رو كه دوست نداري دنبالت مياد تا آخر
اوني كه دنبالشي تو چرا دائم نا پديده
تو از اون روزي كه رفتي دل من ديوونه تر شد
رنگ من كه هيچي زيبا رنگ آسمون پريده
سرنوشت گريه نداره خودت اين و گفتي اما
تو دل من نمي دونم چرا باز يه كم اميده
تو من و گذاشتي رفتي اما مي خوام بنويسم
چه قدر واسم عزيزه اونكه از من دل بريده
اس ام اس
وقتی دلت تنگ شد،وقتی چشمات ترشد،وقتی دیگه نبود کسی امیدت و همنفسی،بدون که هست اینجاکسی که توواسش همه کسی
بيا جهانو با هم قسمتش كنيم ، آسمون ماله تو ابراش ماله من ، دريا ماله تو موجاش ماله من ، خورشيد ماله تو ماه ماله من ، اصلا تمام دنيا ماله تو ، تو ماله من
پازله دله كسي رو به هم ريختن هنر نيست ،اگه با تيكه هاي شكسته دلي ، يك پازله جديد واسش ساختي هنر كردي
دو چيز هيچ وقت از ياده آدم ها نميره 1.دوستاي خوب 2. روزهاي خوب ، يك چيز هم هيچ وقت از دله آدما نميره : روزهاي خوبي كه با دوستاي خوب گذشت
بلبل صفت نيستم كه برهرشاخه اي غوغاكنم شمعم وميسوزم وجان رافدايت ميكنم ، روزگاري است كه من طالب رخسارتوأم فكر من باش دراين شهر گرفتارتوأم گفته بودي كه طبيب دل بيمار مني پس طبيب دل من باش كه بيمارتوأم
اين دنيا عجيبه ! تا مريض نشي گل واست نميارن ، تا گريه نكني نوازشت نمي كنن ، تا فرياد نكشي به طرفت برنمي گردن و تا نميري نمي بخشنت
اين اس ام اس رو واسه 3 نفر بفرست : 1.بهترين دوستت 2.نفست 3.عزيزتزين كست ؛ حالا بشين فكر كن ببين تو كدوم يكيش بودي كه من اين اس ام اسو واست فرستادم.
آنچه كه هستي هديه خداوند به توست . و آنچه كه ميشوي هديه تو به خداوند ؛ پس بي نظير باش
زدم فرياد خدايا اين چه رسمي ست.- رفيقان راجداكردن هنرنيست- رفيقان قلب انسانند خدايا- بدون قلب چگونه ميتوان زيست

باز با دردم مداوا می کنم...
با دل دیوانه ام تا میکنم...
می روی با یک خداحافظ و من شب تو را در خواب پیدا می کنم..
با خیال و خواب و رویا باز هم درد دوری را مداوا می کنم
شعله عشق تو می سوزد مرا من فقط ان را تماشا می کنم توبه کردم تا فراموشت کنم ...
باز هم امروز و فردا می کنم ...![]()

ارزو دارم همیشه در کنارم باشی ، یار و یاورم باشی ،سرپناهی برای
این قلب عاشقم باشی!
آرزو دارم تکیه گاهم باشی ، من دردی در سینه باشم و تو دوایم باشی!
آرزو دارم همه هستی ام باشی ، زندگی به کامت باشد و همیشه شاد باشی!
آرزو دارم تنها برای من باشی ، قلب من در سینه ی تو و قلب تو
در سینه ام باشد و ما هر دو در قلب هم باشیم!
آرزو دارم که به آرزوهایت برسی ، تو خوشبخت باشی و من نظاره گر باشم !
من که از دار دنیا تنها تو را دارم ، آرزو دارم همیشه با من باشی !
من که از تو چیزی جز وفا نمیخواهم ، آرزو دارم همیشه با وفا باشی!
آرزوهایم را زنده کن ای عشق من ،اگر روزی از هم دور بودیم،
مرا همیشه در کنار خودت حس کن !
من که هر جا میروم ، با تو هستم ، گرچه در کنارم نیستی اما تنها نیستم!
آن قلب مهربانت هوای مرا دارد ، میگویم دوستت دارم ، برایم میتپد!
آرزو دارم همیشه قلبت به عشق من بتپد، نمیگذارم غم بیاید و قلبت را بشکند!
ای تنها آرزوی من ، آرزو دارم روزی بیاید که دیگر هیچ آرزویی جز
همیشه با هم بودن در دلهایمان نباشد!